تبليغاتX
کانون معلولین توانا شعبه تاکستان
طولانی ترین سفرها با اولین گام شروع شده

ترومبوآمبولی

واکنش های خودکار غیرطبیعی

استخوان سازی نابجا

تغییر وضعیت ظاهری بدن و اندام ها

اختلال در تنظیم دما

درد و انواع درد

تغییرات خلق و خوی رفتار

توانایی جنسی

که درزیر به تک تک موارد اشاره وتوضیح داده میشود

-------------------------------------------------------------------------------------------

ترمبوآمبولي
يكي از خطراتي كه حيات بيماران ضايعات نخاعي (sci) را به خصوص در دوهفته اول تهديد ميكند مساله ايجاد لخته در وريد هاي اندام تحتاني وشريانهاي ريوي ميباشد.پيشگيري از ايجاد ضايعه فوق همواره هدف اوليه واصلي بوده است,از اينرو آشنايي بيمار , اطرافيان وپرسنل درماني با علائم ابتدايي وهشدار دهنده اين عارضه اهميت به سزايي دارد.

دلايل ايجاد اين ضايعه عمدتا" شامل عوامل مستعد كننده در ايجاد ترومبوز ميباشد اين عوامل عبارتند از:
تغيرات فاكتورهاي انعقادي
ضايعات عروقي
ضايعات همراه ديگرنظير: شكستگي , تغيرات تون عضلاتي , تغيرات تون عضلات صاف جدار عروق , تغيير الاستيسيته (انعطاف پذيري) عروق كه افزايش سن نيز در شدت آن موثر است.

علائم:
معمولا" علائم به صورت تورم مزمن اندامهاي تحتاني به خصوص پا وساق , گرفتگي عضلاني مكرر , خارش , تغيير رنگ پوست ودر برخي موارد آسيب يا زخم پوستي ميباشد.

عواملي كه احتمال ايجاد اين عارضه را افزايش مي دهند:
بي حركتي ممتد
افزايش وزن
هرگونه فشاري كه به بافت نرم وارد شود , اين فشارها شامل فشار ناشي از تخت , بانداژنامناسب و كفش سفت مي باشد.
از دست دادن بيش از حد آب بدن (هيدراتاسيون)
تزريق فراورده هاي خوني

توصيه هاي پيشگيري كننده ودرماني
اقدام براي رفع عوامل خطرزاي ذكر شده در بالا به خصوص انجام صحيح ومداوم
حركات مفاصل فلج وتغيير وضعييت بدن زير نظر توصيه هاي متخصص فيزيوتراپي به صورت روزانه .استفاده از وسايل وتجهيزاتي كه بتواند در ناحيه پا ساق وران فشار متناسب ومتناوب را اعمال كند به نحوي كه عملكرد نرمال عضلات وعروق را به طور مصنوعي ايجاد كند .
استفاده از داروهاي ضد انعقادي.

واکنش های خودکار غیر طبیعی

ديسرفلكسي اتونوميك (AD) ويا هيپررفلكسي اتونوميك ميتواند شرايط بسيار تهديد كننده اي را براي حيات مبتلايان به SCI بوجود آورد. معمولا" افراد با ضايعه مهره ششم سينه اي و يا بالاتر در معرض ابتلا به عارضه فوق مي باشند . اين واكنشها همچون زنگ خطري نشانه وجود وضعيت غير طبيعي وبدون ثبات درفرد هستند. در اين شرايط هر درد ويا فشاري ميتوايد به بروز AD بيانجامد در چنين مواقعي مراجعه به ارژانس و مراقبت هاي پزشكي براي كنترل وضعيت حياتي فرد ورفع عامل AD ضروري است.
*نكته مهم آشنايي مبتلايان به ضايعات نخاعي با علائم واكنشهاي خودكار غير طبيعي و مخصوصا" اقدامات اوليه درماني است.

علائم شايع (AD) :
عرق درناحيه صورت بازوها وسينه (معمولا" بالاتر از سطح ضايعه)
سردرد شديد
قرمزي وبروز لكه در پوست در ناحيه بالاي ضايعه
گرفتگي بيني ومشكل تنفسي
كاهش ضربان
فشارخون بالا
تاري ديدومشاهده لكه هاي سياه مقابل چشم
لازم به ذكر است كه هميشه تمام علائم در فرد ظاهر نمي شود.

دلائل شايع بروز(AD) :
كشش ديواره مثانه به علت پري بيش از حد و عدم تخليه ادرار
كشش روده ها به علت يبوست ويا تجمع مدفوع درركتوم (مخرخ)
فشار طولاني مدت , زخم بستر, گوشه كردن ناخن پا ويا پوشيدن لباس تنگ
اسپاسم عضلات رحم در دوره قاعدگي
شكل الف عوامل وعلائم ناشي از AD ,شكل ب خون رساني عروقي اندامهاي داخلي توسط بخشهاي نخاعي وشكل ج قسمت هاي مختلف نخاع را كه مسئول كاركرد طبيعي مثانه روده اعمال جنسي وعضلات پا مي باشند را نشان مي دهد.





اقدامات در ماني لازم
الف) اقدامات اوليه :
بيرون آوردن لباسهاي تنگ
كنترل سوند وبررسي هرگونه عاملي كه منجر به عدم جريان ادرار از مثانه شده است.
كمك به تخليه ركتوم و روده با استفاده از نرم كننده ها
ب) اقدامات درماني :
چنانچه علائم واكنشهاي غير طبيعي بعد ازاقدامات اوليه بر طرف نگردد مراجعه فرد به اورژانس ضروريست .
درصورت افزايش فشار سيستوليك از 160 ميلي ليتر جيوه معمولا" نيفيديپين 10 ميلي گرم زير زباني براي بيمار تجويز مي شود. چناچه بعد از 15 دقيقه كاهشي درفشار خون ديده نشود ممكن است دوز نيفيد يپين دوباره تكرار شود.
در صورت دسترس نبودن نيفيد يپين ميتوان از نيتروگليسيرين استفاده كرد.
معاينه كامل بيمار براي يافتن عوامل احتمالي بروز AD نظير شكستگي زخم و لباس تنگ .در صورت بالا بودن فشار حتي بعد از مصرف نيفيد يپين تزريق داخل رگي آپروزولين Apresoline يا جايگزين هاي آن .
كنترل افت فشار خون (hypotention) بعد از مصرف داروها حداقل تا 4 ساعت بعد از درمان .

تغيير وضعيت ظاهري بدن واندامها

مبتلايان به ضايعات نخاعي بنا بر سطح وشدت ضايعه ممكن است دچار فلج اندامها تحليل ولاغر شدن عضلات كوتاهي تاندونها ورباطها ميشوند. افزون بر اين چون قادر به استفاده از عضالات واندامها به صورت مناسب نمي باشند ودر بسياري از موارد اندامها درطول ثابت باقي مي مانند منجر به بد شكلي اندامها (دفورميتي-Deformity ) ميگردد.وضعيت هاي طولاني مدت خوابيده ونشسته نيز منجر به انحرافات ستون فقرات وبد شكلي مي گردند. بعلاوه متعاقب ضعف آتروفي وكاهش توده عضلاني اندامها بافت چربي جايگزين آن مي شود.بنابراين معمولا" شاهد تجمع چربي درناحيه شكم وتنه دراين افراد مي باشيم درحاليكه اندامها معمولا" لاغروپوستي شده وتا حدود از شكل وحالت اوليه خود خارج مي شوند.
تنوع دفورميتي ها و بد شكلي هاي دست درافراد فلج چهار دست وپا به علت درگيري نخاع گردني كه موجب فلج عضلات دستها علاوه بر فلج اندامها ي تحتاني مي گردد بيشتر است . جلوگيري از اين عوارض مستلزم انجام فيزيوتراپي وكار درماني ودقت زياد بر روي انجام موارد توصيه شده توسط متخصصين فيزيوتراپي وكاردرماني مي باشد . استفاده از ارتزهاي دست شديدا" توصيه ميگردد كه بايست تحت نظر متخصص توان بخشي فيزيوتراپي وكاردرماني صورت گيرد. اين ارتزها علاوه بر جلوگيري ودرمان بدشكلي ها ودفورميتي ها ي دست به استفاده كاربردي اين اندامها نيز كمك مينمايد.
اختلال در تنظیم دما

یکی از عوارض ضایعات نخاعی (sic) عدم توانایی سیستم عصبی درکنترل تغییرات درجه حرارت بدن است. از این رو این افراد به راحتی تحت تاثیر تغییرات دمای محیط قرار گرفته ودچار نوسانات دمای بدن می شوند .
عرق کردن یکی از راههای کاهش دمای بدن به هنگام قرار گیری درهوای گرم درافراد سالم میباشد.درحالیکه درمبتلایان به ضایعه نخاعی عرق کردن به علت صدمه اعصاب خودکار به طور اتوماتیک صورت نمی گیرد.لذا این افراد درمحیط های گرم باید مراقب افزایش درجه حرارت بدن ( هیپرترمی ) و سرمای شدید مراقب کاهش شدید درجه حرارت بدن (هیپوترمی) باشند .

اقدامات لازم برای پیشگیری از افزایش وکاهش شدید درجه حرارت بدن
• گرفتن دوش آب سرد ویا خیس کردن سر وصورت , این کار همچمون عرق مصنوعی است که به کاهش دمای بدن کمک می کند.
• پوشیدن لباس سبک در روزهای گرم و آفتابی
• نوشیدن مایعات بیشتر برای جلوگیری از دست دادن آب بدن (دهیدراتاسیون)
• مراقبت از پوست در برابر سرما وگرما
• استفاده از پوشش کافی برای جلوگیری از آفتاب سوختگی و یا سرمازدگی
 
درد و انواع درد

درد هاي حاد كه ناشي از صدمات نخاعي ويا صدمه به نقاط ديگر بدن مي باشند بعد از وقوع ضايعات نخاعي نسبتا شايعند . به علاوه سابقه درد مزمن نيز در اين افراد معمولا در مناطقي كه داراي حس طبيعي بوده وهمچنين در مناطقي كه حس طبيعي آنها از بين رفته ديده مي شود . از آنجايي كه درد مي تواند بر فعاليت هاي روزمره افراد تاثير گذارد لذا همواره بايد آنراجدي گرفت ومبتلايان به ضايعات نخاعي باید برای جلوگیری و کنترل آن با کادر درمانی مشورت نمایند.
تحقیقات نشان داده اند که افراد با سطوح وشدتهای مختلف ضایعه نخاعی تجربیات متفافتی نسبت به درد دارند. بدین معنی که حتی عوامل احساسی خستگی آب وهوا سیگار کشیدن پربودن مثانه و روده نیز میتواند عامل شروع وشدت درد باشد.

انواع درد:
1. دردهای مربوط به اختلال کارکرد سیستم عصبی
2. دردهای عضلانی ناشی از خستگی واسپاسم
3. دردهای ناشی از تغییرات انحنای ستون فقرات به علت واردشدن فشار وزن
دردهای احشایی وشکمی که میتوانند دلایل گوناگونی داشته باشند

کنترل درد:
استفاده از دارو درمانی به هنگام دردهای ناشی از اختلال کارکرد سیستم عصبی واسپاسم عضلانی .
استفاده از روشهای تحریک الکتریکی (tens)
استفاده از روشهای مناسب فیزیوتراپی نظیر درمانهای دستی کششی وماسا
استفاده از وسایل کمکی نظیر کرست ها وبریس ها برای حذف درد ناشی از فشار مکانیکی وارد بر ستون فقرات واندامها
کنترل عملکرد کلیه روده مثانه درموارد دردهای احتشامی وشکمی
تغییرات خلق و خوی رفتار

تغییرات رفتاری احساسات ناخوشایند تحریک پذیری زود هنگام کاهش علایق از دست دادن موقت انگیزه برای انجام کارها ونگرانی برای آینده از عوارض طبیعی ضایعه نخاعی میباشد که زندگی فرد واطرافیان را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد .عوارض ذکرشده ناشی از مواجهه ناگهانی فرد با محدودیتهای گسترده فیزیکی از دست دادن برخی حسهای طبیعی تغییرات رفتار اطرافیان نسبت به فرد میباشد .
گذشت زمان بهترین عامل درانطباق شخص با شرایط پیش آمده میباشد.

برخی از اقدامات مفید دراین مرحله عبارتند از :
• اطلاع رسانی درمورد ماهیت ضایعات نخاعی از سوی اعضاء تیم درمانی بخصوص اعضاء تیم توانبخشی وایجاد دیدگاهی واقع بینانه در مورد تواناییهای موجود درفرد مبتلا.
• برنامه ریزی و انجام اقدامات لازم برای ارتقاء تواناییها جهت کسب حداکثر استقلال ممکن در انجام امور شخصی از طریق :
1) استفاده از وسایلی نظیر صندلی چرخدار وسایل کمکی واکر وعصا برای بدست آوردن تحرک واستقلال نسبی ودرنتیجه افزایش تواناییهای فرد وامکان ارتباط با دنیای بیرون
2) ایجاد تغییرات واصلاحات دروسایل وتجهیزات محیط کار و زندگی زیر نظر کادر درمان برای انجام کارهای روزانه .(Activity of daily living, ADL)
3) انجام تمرينات واقدامات منظم فيزيوتراژي وتوانبخشي براي افزايش تواناييها جسمي و ظرفيت هاي كاري به منظور انجام مخستقل فعاليتهاي زندگي
4) پيشگيري از ابتلا به عوارض شايع ضايعه نخاعي كه به آنها اشاره شد.
5) مشاوره با روانشناس .توجه به موارد زير از سوي روانشناس حائز اهميت است :مذهب –فرهنگ- علايق- سلايق وهمچنين مشكلات جسمي روحي و رواني كه فرد تا قبل از ضايعه نخاعي بدان مبالا بوده است .از طرف ديگر سن-بلوغ فكري وروحي –خودباوري –حمايت عمسق خانوادگي- سطح تحصيلات –امنيت شغلي واقتصادي ازعوامل موثر دركنترل وپيشرفت اين وضعيت مي باشد.
6) مشاوره با مددكار اجتماعي براي بازگشت به فعاليتهاي قبلي شغلي توصيه مي شود.درپاره اي از مواردبا توجه به ارزيابي هاي جسمي وفيزيكي ميتوان شغل جديدي را بر اساس تواناييهاي موجود فرد به وي پيشنهاد نمود
7) برقراري ارتباط با افرادي كه قبلا" دچارضايعه نخاعي شده اند وشرايط روحي ورواني ومشكلات مشابهي را سپري كرده اند.
توصيه هاي تغذيه اي :استفاده از موادغذايي با ارزش پرتئيني بالا واطمينان نسبت به دريافت كافي كلسيم معمولا" سطح سرمي نيتروژن وكلسيم در افراد كه تحت استرس وفشار روحي هستند كمتر از حدنرمال است.اصلاح كم خوني ناشي از فقر آهن و كم خوني مگالوبلاستيك .بدين منظور علاوه بر درمان دارويي به ترتيب استفاده از رژيم غذايي غني از منابع آهن –اسيدفوليك وB12 توصيه ميگردد.اطمينان نسبت به دريافت كافي منابع تيامين B1 ريبوفلاوين B2 نياسينB3 و B6 .پيروي از برنامه منظم كنترل وزن به تغذیه ورژیم غذایی مناسب رجوع شود. پيروي از يك برنامه غذايي مناسب جهت كنترل حركات روده وتنظيم اجابت مزاج براي افراد با ضايعه نخاعي با توجه به مشكلات ونيازهاي فردي رجوع شود روده بزرگ و توروژنیک و تغذیه ورژیم غذایی مناسب .
توانایی جنسی

مبتلايان به ضايعه نخاعي غالبا سوالات بسياري درارتباط با اعمال جنسي دارند كه از صحبت درباره ي آن خودداري مي كنند .در حالي كه در ميان گذاشتن اين مساله با تيم توانبخشي ميتواند بسياري از سوالات آنان را پاسخ دهد واز نگراني هاي آنان بكاهد.
قبل از هر چيز بايد به اين نكته مهم توجه نمود كه احساسات وعواطف فرد ضايعه ديده نسبت به اطرافيان با قبل از ضايعه تفاوت زيادي نخواهد داشت مگر ايين كه فرد تا مدتي اعتماد به نفس خود را در بر قراري ارتباط حتي با همسر خود را از دست ميدهد واين مساله به مرور زمان و متناسب با سرعت تطبيق فرد با وضعيت پيش آمده بر طرف ميشود.
زنان مبتلا به ضايعه نخاعي مشكلات زيادي در برقراري روابط جنسي ندارند وحتي ضايعه تاثيري بر قابليت باروري آنان نخواهد داشت .آنان ميتوانند بدون نگراني باردار شوند وفرزند سالمي را به دنيا آورند .تنها تفاوت در هنگام زايمان مي باشد كه بنا بر سطح ضايعه فرد با توجه به اختلال حس بايد آموزش هاي لازم به فرد و اطرافيان او داده شود.
مردان مبتلابه ضايعه نخاعي مشكلات بيشتري با توجه به سطح وشدت ضايعه در برقراري روابط جنسي دارند وشانس باروري آنان به دلايل مختلف نسبت به گذشته كاهش مي يابد . لذا توصيه مي گردد مردان حتما" با پزشك خود ويا متخصص اورولوژي و روانشناس مشاوره داشته باشند تا با راهكارهاي عملي و قابل اجرا با توجه به وضعيت خود آشنا شوند وآموزشهاي لازم را ببينند.

+ نوشته شده در  ساعت 11:22  توسط هشت دری   | 

با سلام و اداب و عرض تسلیت به مناسبت ماه محرم الحرام خدمت جنابعالی     
بدینوسیله از حضرتعالی دعوت می گردد تا در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) حضور به هم رسانید.     
زمان : دهه دوم محرم از تاریخ 15 آذر الی 24 آذر از ساعت 20:15 الی 22:30         
مکان : چهار راه بانک ملی بلوار شهید رجایی مسجد امام حسین (ع)  

مداح شب آخر در تاریخ 24 آذر ماه روز پنج شنبه حاج روح الله بهمنی مداح کشوری از تهران می باشد . التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت 10:42  توسط هشت دری   | 

آقا ماهم نمازمان رامثل خواهرتان نشسته مي خوانيم اما كربلا را نديده ايم!

 آقا ماهم پايمان آبله دارداما خارمغيلان نديده ايم!

 آقاماهم علي اصغر زيبايهايمان راقرباني تقديرمان كرده ايم اما مفتخريم به زينبي بودن وحسيني بودنمان.

+ نوشته شده در  ساعت 17:33  توسط هشت دری   | 

نمـــــــــی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی

و سراسر وجودت پر از دردهای جسمی و روحی باشد ولی تو

خدا را شـــــــکر بگویی و ذکر "یا حسین" در دلت سر دهی

نمـــــــی دانی چه لذتی دارد که با عصا راه بروی و

انسانهایی که از کنارت عبور میکنند در دلشان آهی بکشند ولی تو

اُمیدوار باشی که آنها با دیدنت ، لحظه ای خدا را شکر بگویند

نمی دانی جه لذتی دارد چشمهای ســَـــرَت نبیند و دیگران باز آهی بکشند

ولی تو با چشم دلت ، قشنگی های دنیا را ببینی و آنها ندانند که تو هم می بینی!!!

نمی دانی چه لذتی دارد وقتی گوشهایت نشنوند و زبانت گنگ باشد و با زبان اشاره

به دیگران بفهمانی که : ای انسانها کمی شکرگزار نعمتهایی که دارید ، باشید !

نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی

و برای جابجایی ات ، خانواده و دیگران کمکت کنند

ولی تو در دلت اُمیدوار باشی که :

ای کاش این کمکها به عنوان نقطه ای روشن در نامۀ اعمالشان ثبت شود

و دعا کنی برای عاقبت به خیری شان !

نمی دانی چه لذتی دارد که از برخی لذت ها - مانند راه رفتن - محروم باشی

ولی غم ِ این محرومیت به یادت بیاندازد که جسم - دیر یا زود - رفتنی ست

پس چرا غصۀ لذت های فانی را بخـــــــــوری ؟!

نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی و نگاهت به زندگی ؛

نگاهــــــــــــــــی متفاوت باشد

نمی دانی چه لذتی دارد که معلولیت باعث شده است

قدر نعمتهای الهی را بیشــــــــــــتر بدانی

که اگر تو به جای غیرمعلولین بودی

مطمئنا برای هر یک قدمی که برمیداشتی ، خدا را شکر میکردی

هر چند که انسان تا نعمتی را از دست ندهد قدر آن نعمت را نخواهد دانست

ولیکن خدا را شکر که به این نکته دست یافته ای که اگر سختی و محدودیت نبود

قدر عافیت را به این زیبایی درک نمیکردی

و بالاخره نمیدانی چه لذتی دارد که دیگران تصور کنند

 با این حرفها و اُمیدواری ها ، فقط شـــــــــــعار میدهی

ولی تو لبخند بزنی و تنها دلخوشی ات این باشد که

یار و همراه واقعی و همیشگی ات فقط خداست ..

                                                                                  فرزانه حبوط

+ نوشته شده در  ساعت 16:28  توسط هشت دری   | 

کانون توانا تاکستان با تبریک ماه ضیافت قرآن از دوستانی که مایلند در ختم دسته جمعی قرآن در ماه مبارک رمضان شرکت کنند دعوت به عمل می آورد .

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن کانون توانا تماس حاصل فرمائید

۵۲۴۱۳۳۳-۰۲۸۲

+ نوشته شده در  ساعت 21:10  توسط هشت دری   | 

خداوند در سوره مباركه مريم آيه ۶۲ چنين مي فرمايد :

لا يسمعون فيها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فيها بكره و عشيا.

خداوند تبارك و تعالي در اين آيه چنين مي فرمايد : كساني كه در بهشت برين جاي دارند، در آنجا سخنان لغو و بيهوده نمي شنوند مگر سلامتي، و خداوند روزي را براي آنان صبح و شام در اختيار مي گذارد.

از اين آيه قرآن چنين نتيجه مي گيريم كه بهترين زمان غذا خوردن صبح و شام مي باشد، به چند دليل:

۱- مدت زمان زيادي حدود چهارده ساعت بين سحر و افطار وجود دارد.
۲- در اين مدت غذاي مصرف شده براحتي هضم و جذب شده و به مصرف سلولها خواهد رسيد.
۳- در اين ماه مبارك نيز غذا را در صبح و شب استفاده مي كنيم.
۴- از يك نوع غذا بيشتر استفاده نكنيم. غذا را خوب بجويم.
۵- از مصرف غذاهاي مصنوعي و تبليغي مانند : باميه و ذولبيا و ماست و غيره خود داري كنيم.
۶- با نعمتهاي خوب پروردگار مانند: عسل، خرما و ساير نعمتهاي ديگر روزه‌ خود را افطار كنيم.
۷- بهتر است كه در سحر از غذاهاي پخته و سرخ كرده استفاده نكنيم.
۸- پسنديده است كه در سحر از غذاهاي خام به علت سبكي معده استفاده كنيم و خوب بجويم.
۹- بلافاصله بعد از اذان صبح بخواب نرويم.
۱۰- هنگام افطار ميتوانيد از غذاهاي پخته به مقدار مناسب استفاده كنيد.
۱۱- همراه غذا و يا بعد از آن از مايعات استفاده نشود.
۱۲- از مصرف آش رشته در اين ماه خود داري شود.
۱۳- به جاي آش رشته از آش جو مخصوص با كشك مرغوب و روغن زيتون و پودرگردو استفاده شود.
۱۴- در اين ماه عزيزان سعي كنند كه از فرهنگ تغذيه قرآني بهره مند شويد.
۱۵- كم خوري و ساده خوري را سر لوحه زندگي خود قرار دهيم تا از مبتلا شدن به خيلي از بيماريها پيشگيري كنيم.
۱۶- پيامبر گرامي اسلام در اين زمينه چنين مي فرمايد : المعده بيت كل داء والحميته راس كل دوا.


در اين ماه مبارك چه بخوريم؟

عموماً در اين ماه مبارك و عزيز دو وعده غذا مصرف مي شود.
۱- سحر
۲- افطار

سحر چه بخوريم؟

همانطور كه قبلاً بيان شد بهتر است كه از غذاهاي خام و نعمتهاي خوب الهي ( غذاهاي قرآني ) كه در افكار و اعمال انسان اثر بسزائي دارد و سر نوشت انسان را عوض مي كند مصرف شود از جمله :

  • از مغزها ( بادام و فندق خام ) و خرما و ميوه جات فصل و چند ليوان آب يا آب ميوه جات.
  • شربت عسل با ليمو ترش تازه، يك تا دو ليوان بمرور ميل شود.
  • جوانه تازه گندم + مغز بادام خام + عسل و ميوه جات فصل با يك تا دو ليوان آب.

توجه : چون غذاي پخته ميل نمي شود، نوشيدن مايعات بعد از غذاي بيان شده مانعي ندارد.

يكي از مهمتري علت پر خوري در اين ماه مبارك ترس از گرسنگي است و اين چيزي نيست به جز عادت بد رواني!

افطار چه بخوريم؟

  • بهتر است كه با يك ليوان شربت عسل به آرامي ميل كرده و افطار كنيم، نيم ساعت بعد غذا ميل شود.
  • مي توانيد با نصف ليوان آب يا آب ميوه با چند عدد خرما افطار كرده بلا فاصله غذا را ميل كنيد.
  • از عذاهاي ساده خصوصاً يك نوع غذا بيشتر استفاده نشود.
  • غذاهائي مانند : انواع پلو و خورش هائي كه سرخ نشده باشد.
  • از سالاد و سبزيجات تازه‌ فصل حتماً استفاده شود.
  • در صورت استفاده از آش ( بهتر است كه آش جو با كشك مرغوب باشد ) سير داغ و پياز داغ ميل نشود!
  • در اين ماه بهتر است كه روغن مصرفي زيتون بوده و حرارت داده نشود.
  • دراين ماه مبارك بهتر است كه تمرين شود تا بر نفس سركش غلبه شود.
  • بهترين تمرين در اين ماه غلبه بر نفس شكم است.
  • غذا را با حرارت ملايم طبخ كرده و از خوردن آن لذت ببريد و از پر خوري و بيهوده خوري بپرهيزيد
  • هفته اي يك بار تا دو بار غذاي گوشتي استفاده شود.
  • نان كمتر ميل شود و از پر كردن شكم حتي الامكان پرهيز شود.

فرمول آش جو مخصوص

مواد لازم :

جو پوست كنده ۲ پيمانه – گندم با پوست ۱ پيمانه – بقيه حبوبات ( نخود، انواع لوبيا، عدس، ماش ) از هر كدام نصف پيمانه + يك كيلو سبزي آش + يك عدد پياز متوسط + ۲ قاشق غذا خوري پونه كوهي + سير دو تا سه حبه + ادويه و نمك بمقدار لازم + كشك ۲۵۰ گرم + پودر گردو ۱ قاشق غذا خوري براي هر بشقاب

طرز تهيه :

همه حبوبات را صبح خيس كرده، بعد از ظهر بار بگذاريد، بعد پياز را اضافه كرده تا بمرور بپزد.سپس سبزي را افزوده تا بپزد و در آخر پونه و ننمك را اضافه كرده و به آرامي هم بزنيد تا آش جا بيفتد و لعاب دهد.

طريقه آماده كردن كشك :

كشك را با دو تا سه ليوان آب خيس كرده با يك حبه سير و يك قاشق مربا خوري پونه كوهي يا نعناع خشك افزوده، همه را با هم در مخلوط كن ريخته چند دقيقه اي بمرور مخلوط كنيد.

توجه : در صورت مصرف آش بهتر است بمقدار كم باشد، در غير اين صورت به عنوان يك وعده غذا باشد.

با رعايت مسائل فوق انشا الله از الطاف بيكران الهي بر خوردار شويد. ضميري روشن و قلبي آرام داشته باشيد

+ نوشته شده در  ساعت 20:12  توسط هشت دری   | 

سومين جشنواره تشويق دانش آموزان ممتاز در تاكستان كه در دو روز متوالي برگزار مي شد به كار خود خاتمه داد در اين جشنواره كه دانش آموزان ممتاز معلول و 300  نفر از دانش آموزان ممتازكه در طي يك ماه ثبت نام كرده بودند شركت داشتند و به تمامي دانش آموزان معلول و تمامي شركت كنندگان هديه داده شد و به قيد قرعه به تعداد 80 نفر نيز جوايز نفيسي اهدا گرديد.

جشنواره تشويق دانش آموزان ممتاز به همت كانون معلولين توانا تاكستان و با همكاري كانون معلولين توانا قزوين برگزار شد.

+ نوشته شده در  ساعت 17:42  توسط هشت دری   | 

شنبم جان  کسب عنوان نخست مسابقات  شطرنج  مدارس در سطح کشور را بهت تبریک عرض می کینم

از طرف تمامی دوستانت در کانون توانا تاکستان

+ نوشته شده در  ساعت 21:46  توسط هشت دری   | 

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان، خوب، قشنگ...
 
چهره اش نورانیست !

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من

ساده تر از سخن ساده من !

او مرا می فهمد !

او مرا می خواند
 
 او مرا می خواهد

او همه درد مرا می داند

یاد او ذکر من است، در غم و در شادی

چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم

که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است
 

او خدایست که همواره مرا می خواهد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد

 
او همه درد مرا می داند !
+ نوشته شده در  ساعت 19:55  توسط هشت دری   | 

باز هم مثل سالهای گذشته ما شما را از یاد نبرده ایم و به پاس زحمات شما جشنی بر گزار می کنیم تا از زحمات شما عزیزان تقدیر کرده باشیم

پس شما هم ما را تنها نگذارید

با مراجعه به کانون معلولین توانا در مجتمع ادارات برای ثبت نام خود و یا عزیزان خود اقدام کنید

+ نوشته شده در  ساعت 16:52  توسط هشت دری   | 

دومین دوره آموزش گلیم بافی در کانون معلولین توانا تاکستان که توسط صنایع دستی ومیراث فرهنگی در محل کانون برگزار شده بود به پایان رسید

جا دارد در اینجا از مسئولین محترم میراث فرهنگی و خانم گنجی مربی محترم گلیم بافی تقدیر و تشکر کرده باشیم

+ نوشته شده در  ساعت 16:44  توسط هشت دری   | 

زندگی لذت لحظه های ناب نفس کشیدن است

چه چشمهایم باز باشد چه چشمهایم بسته

دل من روشن است از آفتاب

و رفیقم با باد

من همصدای دشت

می دوم پا به پای ابر

بین جشن علف ها

 چه با پا چه بی پا

ذهن من راه می رود راه را

می دوم پا به پای ابر

بین جشن علف ها

چه با پا چه بی پا

ذهن من راه می رود راه را

هر چند راهه درازیست

تا همان مهربانی که کمی پیشتر ها

توی آبادی ما راحتر از این حرفها پیدا بود

می روم من پی آزادی

 می پرم با همه اندوه که دارم

 بی هیچ خستگی

 بی هیچ خستگی

آبادی من همیشه زیباست

مهربانی هست

و صدای لالایی مادر

که از آغاز همین راه بود

بامن

 با من

با من

ذهن من پر از آرزوی های قشنگ است

لحظه هایی پر رنگها

روی تابلوی نگاه من

نقش یک عمر پر از وسوسه های خوب

وسوسه ی پر از روی آبی زلال دریا

چه بی بال و چه بی دست

روح من می پرد آنجا که خدا هست

خدا هست

میثم محمد زاده از آمل

+ نوشته شده در  ساعت 18:33  توسط هشت دری   | 

اجتماع > خدمات و رفاه  - تنها هزار معلول در 7‌سال گذشته توانسته‌اند با استفاده از قانون اختصاص 3‌درصد از ظرفیت استخدامی دستگاه‌های دولتی، استخدام شوند.

علی همت محمودنژاد، رئیس جامعه معلولان ایران با اعلام اینکه نرخ بیکاری معلولان 4‌برابر افراد غیرمعلول است در مورد اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان گفت: برای اجرایی شدن تمامی مفاد مندرج در این قانون به بیش از یکهزار و 200‌میلیارد تومان اعتبار نیاز است.به گزارش مهر، وی با اشاره به اینکه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در 16 اردیبهشت سال‌83 به تصویب رسیده گفت: پس از گذشت 7سال از تصویب این قانون به گفته مسئولان سازمان بهزیستی 30‌درصد آن اجرایی شده است در حالی‌که از نظر من میزان اجرا به حدی پایین بوده که نمی‌توان درصدی برای آن عنوان کرد.

وی به وعده‌های مسئولان و عدم‌استخدام معلولان اشاره کرد و گفت: متأسفانه با گذشت 4سال از وعده وزیر رفاه در حضور رئیس‌جمهور مبنی بر استخدام 2هزار نابینا، نشانه‌هایی دیده نمی‌شود و همچنین سهمیه یک هزار و 200‌نفری معلولان در وزارت آموزش و پرورش با بی‌میلی مسئولان برای پیگیری در هاله‌ای از ابهام قرار دارد یا به‌گونه‌ای دیگر تقریبا غیرممکن است.رئیس جامعه معلولان کشور افزود: این درحالی است که معاون برنامه‌ریزی رئیس‌جمهور در ضیافت ماه رمضان معلولان در حضور بنده و اعضای هیأت مدیره جامعه معلولان قول داده بود که مشکل استخدام این افراد در آموزش و پرورش مرتفع شود.

 

منبع خبر : http://www.hamshahrionline.ir/news.aspx?id=133262

+ نوشته شده در  ساعت 19:33  توسط هشت دری   | 

کانون معلولین توانا تاکستان دراین روزها میزبان مهمانی عزیز از صنایع دستی تاکستان می باشد

صنایع دستی تاکستان در محل کانون توانا چند دار گلیم بر پا کرده و به تعدادی از دوستان محدود کانون در حال آموزش می باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 19:11  توسط هشت دری   | 

سلام دوستای مهربون

دوستان گلم که نمی توانند به زیارت اماکن متبرکه مشرف بشوند کلیک کنند

التماس دعا

نائب الزیاره

+ نوشته شده در  ساعت 20:36  توسط هشت دری   | 

سید محسن حسین طاها
با اینكه بیست و شش بهار از زندگی ام می گذرد اما هنوز وقتی قرار است از خانه خارج شوم افراد خانواده با زبان یا رفتار به من می فهمانند كه نگران هستند و من باید مواظب خود باشم. من نیز متقابلاً به همین شیوه به آنها می فهمانم كه مواظب خود هستم و جای نگرانی نیست. هر چند می دانم هست و این همیشه در خانواده هایی كه فرزند معلول دارند و نخواسته اند فرزند معلولشان در چاردیواری خانه محبوس شود، وجود دارد.
شاید خیلی ها فكر كنند این تعامل بسیار طبیعی است و یك خانواده دارای یك عضو معلول همیشه باید با این نگرانی دست و پنجه نرم كند اما باید در آغاز این جمله یك چرای عمیق و منطقی گذاشت و پرسید چرا خانواده ای كه یك عضو معلول دارد، همیشه باید نگران باشد كه این عضو معلول وقتی در بیرون از خانه به سر می برد با چه خطرهای اجتماعی و محیطی روبه رو است.
پیش از آنكه به پاسخ این پرسش بپردازیم. خوب است نخست روشن كنیم كه منظورمان از خطرهای اجتماعی و محیطی چیست؟ خطرهای اجتماعی به خطرهایی باید گفت كه یك معلول به دلیل شناخت ناكافی جامعه از معلولیت در سطح شهر با آن روبه رو است، مثل كمك مالی بی جهت به معلولین حركتی، دزدیده شدن معلولین ذهنی توسط افراد شرور، نگاه های عیب جو و پرسشگر افراد به معلولین و ... اما خطرهای محیطی كه ناشی از عدم مناسب سازی معابر شهری است، به نظر من این خطرهای محیطی هم ریشه در عدم شناخت كافی جامعه از معلولیت دارد.
پس در حقیقت یك ریشه مشترك منشأ خطرهای اجتماعی و محیطی است و آن عدم شناخت كافی از معلولین و نیازهای آنهاست و به عبارتی روشن تر اگر معلولی در جامعه حیثیتش خدشه دار می شود یا اگر معلولی نمی تواند از جدول مرتفع حاشیه خیابان بگذرد هر دو برمی گردد به عدم شناخت او كه اولی از سوی جامعه است و دومی از جانب مسئولینی كه متولی شهرسازی هستند. برمی گردیم به بحث نگرانی خانواده از حضور عضو معلول در جامعه به دلیل خطرهای اجتماعی و محیطی كه او را تهدید می كند.
از نظر منطقی نگرانی از حضور یك عضو در یك مجموعه وقتی شكل می گیرد كه آن مجموعه فاقد شرایط مناسب برای حضور آن عضو باشد و این مسئله همانطور كه گفته شد برمی گردد به عدم شناخت مجموعه از آن عضو. در این نوشتار می خواهیم به سه پرش اصلی پاسخ دهیم. اول اینكه چرا جامعه از معلولیت شناخت كافی ندارد؟ دوم عدم شناخت كافی جامعه از معلولیت به چه صورت هایی نمود پیدا كرده است؟ و پرسش آخر اینكه راه های حل این مشكل چیست؟
ابتدا توضیح این نكته ضروری است كه قصد داریم پاسخ این سه پرسش را صرفاً در حوزه مورد بحث یعنی حضور معلولین در شهر ارائه دهیم.
اصولاً در مباحث جامعه شناسی حقوق وقتی شناخته می شود كه نقش تعریف شود یعنی ما ابتدا به ساكن باید یك نقش اجتماعی را تعریف كنیم، ویژگی ها و نیازهای آن را بشناسیم و در گام دوم به این موضوع بپردازیم كه این نقش چه حقوقی دارد؟
امروزه بسیاری از واژه ها را می توان یافت كه به وفور مورد استفاده قرار می گیرد اما كمتر كسی از حقیقت آن آگاه است. یكی از این واژه ها حقوق شهروندی است، وقتی می گوییم حقوق شهروندی یعنی اینكه ما بیاییم شهروند را نه در قالب یك كلیشه بلكه با توجه به ویژگی ها و نیازهای اختصاصی اش بشناسیم و در سایه این شناخت، حقوقی را به او واگذار كنیم و این نیاز به یك مقدمه دارد كه بپذیریم شهروندان با یكدیگر متفاوتند و به تبع نیازهای متفاوت دارند.
پس ما باید بپذیریم كه شهروندی به نام معلول داریم و منظور از این پذیرش یك پذیرش آماری نیست كه اعلام كنیم كه در یك شهر فلان قدر معلول زندگی می كنند و نفس می كشند، منظور این است كه بپذیریم یك شهروند معلول داریم كه یك شهروند معلول نیاز دارد به تحصیل، اشتغال، تفریح، مراجعه به سازمان ها و ...
وقتی این پذیرش صورت گرفت تازه داستان شروع می شود. اینجاست كه وارد یك كار كارشناسانه جدی در زمینه عمران شهری می شویم. اینجاست كه می آییم و برای رفتن یك معلول به محل تحصیل و كار و حتی مراكز تفریحی چاره ای می اندیشیم اما متأسفانه در جامعه ما هیچ گاه این روند منطقی یعنی شناخت معلولین و برآوردن نیازهای آنها طی نمی شود و این دو عامل اساسی دارد. یكی اینكه حضور معلولین در جامعه از ابتدا كمرنگ بوده است (به دلیل همین شناخت ناكافی و پذیرش جامعه) و دوم اینكه مسئولین و مردم و شاید تا حدی خود معلولین نخواسته اند از این حضور اندك و كمرنگ نیز برای فرهنگ سازی و مناسب سازی محیط در جهت حضور بیشتر معلولین در جامعه استفاده كنند. همین باعث می شود كه معمولا در ساخت شهر مثلا پیمانكاری كه یك خیابان را جدول بندی می كند به ذهنش نمی رسد كه ممكن است روزی روزگاری یك معلول حركتی بخواهد از این جدول عبور كند و این موضوع را در انتخاب ارتفاع جدول در نظر بگیرد. یا مثلا معماری كه یك مجتمع اداری بنا می كند اصلا این احتمال را نمی دهد كه شاید یك ارباب رجوع معلول به این اداره مراجعه و به سرویس بهداشتی نیازمند شود، به همین خاطر در برنامه ریزی خود سرویس بهداشتی مخصوصی را در نظر نمی گیرد.یا مثلاً وقتی بسیاری از معلولین ما رفتن به شهربازی یا سینما را رویایی دست نیافتنی می دانند به این خاطر است كه مسئولین ما با كوتاه اندیشی از خود می پرسند كه مگر معلول هم به تفریح نیازدارد؟ از اینها گذشته در بحث خطرات اجتماعی هم كاملاً همین موضوع صادق است. وقتی در ذهن جامعه این فرهنگ پیاده نشده كه من معلول جسمی _ حركتی حق استقلال دارم در جامعه سرزنش می شوم كه چرا بدون پدر و مادرم از خانه خارج شده ام یا وقتی هنوز خیلی ها نمی دانند نسبت فقر و معلولیت چیست بدیهی است كه معلولین ما در سطح شهر با صدقه مردم روبه رو می شوند.
اما چه باید كرد؟ مشكل اصلی اینجاست كه تا بحث هایی از قبیل فرهنگ سازی یا مناسب سازی فضای شهری برای معلولین پیش مِی آید ذهن همه می رود به سوی بودجه های كلان، تصویب مجلس، تشكیل كمیسیون و ...
اما بپذیریم كه كار به این دشواری هم نیست مثلاً اگر معمار ما قطر عصای زیر بغل را در نظر داشته باشد، می داند فاصله نرده های یك پل روی جوی آب را چقدر بگیرد كه عصا داخل آن گیر نكند. این مسئله چقدر بودجه صرف می كند؟
یا مثلاً وقتی ما یك كارگر ساختمانی را تفهیم كنیم ارتفاع پله را كمتر در نظر بگیرد كه عبور و مرور از آن آسان تر شود كدام بودجه هنگفت صرف می شود؟ یا مثلاً وقتی برای ساختمان اداری میلیاردها تومان هزینه می شود اختصاص دادن ۱۰ كیسه سیمان برای ایجاد یك سطح شیب دار در جلوی ساختمان برای عبور و مرور معلولین هزینه ای ندارد. این راهكار به آسانی قبل اجراست اما متأسفانه همانطور كه گفته شد مسئولین گاهی مشكلی حس نمی كنند كه به دنبال راه حل آن باشند.
آیا انزوای معلولین توانمند در خانه ها به دلیل نبود امكانات شهری و بروز هزاران ناهنجاری روحی- روانی در آنها مشكلی نیست كه نیاز به راه حل داشته باشد؟

 

منبع : روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط هشت دری   | 

همنشین من شده یکی عصا                  او که باشد  از برایم همچو پا

چون رفیقی بس شفیق و مهربان            از وجودش نیستم در انزوا

هر زمان آید به سر فکر سفر               او ز من هر دم بپرسد تا کجا

گر روم صحرا و دشتی هر زمان                بس تحمل می کند رنج مرا

این مرام در او ندارد خانه ای                 گر بترسد او کند من را رها

ار چه جنسش سخت و باشد آهنی                مرحم درد من آمد این دوا

کاش  می شد او زبانی می گشود            تا شود با این دل من هم نوا

با من او با بی زبانی راز گفت             گریه اش را می شنیدم بی صدا

او به من گوید که پند از من شنو               همچو من یاری نما خلق خدا

جای آن دارد به او گویم ز دل               واقع اکارت درست است مرحبا

صبحدم  دستی به رویش می کشم          لحظه ای یک دم نشد از من جدا

آهن از برخی رفیقان بهتر است                  دوستی با مردم نادان چرا

دوستی بگزین که غمخوارت شود               دور باشد او ز ترفند و ریا

هرعصایی کج رود راهش خطاست          راه  حق  گررفت گردد اژدها

داد حق دردی به من اما سپاس               چون رفیقم گشته یک درد آشنا

گشته او پای چپم این نعمت است                شکر گویم من خدا را بارها

تکیه گاه پای من شد این عصا                  دست حق باشد نگهدار شما

 نعمت باباعلی

شاد باشید

+ نوشته شده در  ساعت 16:36  توسط هشت دری   | 

اگر برآنیم تا تغییری ایجاد کنیم، اگر برآنیم فرهنگی بیافرینیم، شناختی ایجاد کنیم، حرفی از عدالت بزنیم باید بگذاریم فرزندان معلول این جامعه، نخست در میان قبیله ی فرهنگ ساز ما جای بگیرند، کنار آنها کار کنند تا شاید آنها «توانستن» خود را باور کردند و این باور را انتقال دادند تا فرهنگی پدیدار گردد که در آن وجود انسانیِ آدم ها ملاک تعیین ارزش آنها باشد و قانونی که بهره مندی از حق را برای همگان به ارمغان بیاورد.

درست، چشمی که نمی بیند، نمی بیند؛ گوشی که نمی شنود، نمی شنود؛ دست و پایی که فلج است، فلج است؛ ذهنی که کند است، کند است. اما در پس همه اینها، اگر باورمان بشود، روح انسانی یگانه ای جاری است که خداوند آن را در وجود همه انسان ها دمیده است.

چشمش نمی بیند، اما حافظه تابناکش تو را به شگفت وا می دارد و اندیشه نابش تو را به ستایش؛

گوشش نمی شنود، اما زیباترین نغمه های موسیقی را با سرانگشتان اعجازگر خویش به شما هدیه می کند؛

حرکتی ندارد، اما با هوش سرشار خویش، ستاره ها را فتح می کند؛ ذهنش کند است، آری. اما او انسان است؛ انسانی که روح خداوند در او دمیده شده است.

من هم سالهاست که فریاد می زنم با عملم، نوشته هایم، کار کردنم که به دیگران ثابت کنم که می توانم تا باورم کنند ولی متاسفانه باز هم می گویند:

«تو ناتوانی!»

به همین خاطر هیچ گاه نمی توان انتظار داشت چنین نگرشی بتواند نگاه جامعه را اصلاح و یا حتی تعدیل کند.

چون نگاهی که خود درست نیست، انسانی نیست، عادلانه نیست هرگز نمی تواند در میان مردم درستی، انسانیت و عدالت بیافریند.

این است که اینچنین وامانده ایم و هنوز تا پذیرش معلول فاصله داریم.

با همه اینها، استوار گام بر می داریم. چون دست کم خود به این باور رسیده ایم که می شود. از این رو شاید بتوانیم در فرهنگ سازان هم این باور را ایجاد کنیم. گرچه سخت است، سخت ولی باید انجام شود.

و از این گونه است که می توان دوباره اندیشید که واژه ی «معلول» چه نقشی در گم کردن این راه دارد. با خود قدری تامل کنید که از این کلمه چه مفاهیمی را استنباط کرده و یا در ذهنتان تداعی می کنید: فردی که به تنهایی قادر نیست از عهده کارهایش برآید، فردی که در پشت نگاه خردکننده ی آدم هایی که می خواهند او را کمک کنند تحقیر می شود، فردی منزوی و جامعه گریز و...

همه اینها بار منفی معنایی واژه ی «معلول» است و «توان یاب» نقطه ی روبه روی آن. کسی که می خواهد و اراده کرده است که سرنوشت را به دست خویش بازنویسد. اگر یک کلمه و فقط یک کلمه چنین تغییری ایجاد می کند پس زبان را در مسیری درست و شایسته ی انسانیت ما به کار گیریم.

من باور دارم که همه به باورمان ارج خواهند نهاد، به امید آن روز.

+ نوشته شده در  ساعت 11:8  توسط هشت دری   | 

به آسمان بنگر!

            گاهي آفتابي

            گاهي اَبري

به دريا بنگر!

           لحظه اي آرام

           لحظه اي طوفاني

پرنده را ببين!

           براي رسيدن به مقصد

          عاشقانه پرواز مي كند

شبنم را ببين!

         چقدر آرام و زيبا

         روي گلبرگها مي لغزد

و زندگي را ببين!

               “ چقدر زيباست ”

حال به خودت بيانديش!

    آري به خودت . . .

              كه خلقتِ بي نظيري هستي

                                    از دست خالق توانگر

آنقدر توانايي داري

    كه مختصر ناتواني جسمي

         نمي تواند مانع پيشرفت و تكامل روحت شود

به خودت بنگر

            به دنيا بنگر

                      تو هيچ چيز كم نداري . . .

زيرا خدا هست ؛

           عشق هست ؛

                  اراده اي قوي داري ؛

                                  و توانمندي ؛

اگر پاهايت توان دويدن ندارند

                     با دلت ؛ دويدن را آغاز كن

                     با دلت ؛ به سوي جاده موفقيت حركت كن

اگر دستهايت ياري نمي كنند

           با عشق ؛ جاي خالي دستها را پُركن

          و همچون بالهاي يك پرنده

               به اوج آسمانِ خودباوري پَر بكش

زيرا با بال شكسته پَركشيدن هُنر است

                          دانند  اين را همه پرندگان مي

اگر چشم هايت ؛

          قدرتِ نگريستن ندارند ؛

                   با چشم دلت ببين ؛

                                با عشق ببين ؛

اگر گوشهايت ،

       آواز پرندگان را نمي شنوند ؛

         و كلامي بر زبانت جاري نمي شود ؛

ملودي تمام آوازها را ،

           در بيكرانِ قلب مهربانت تداعي كن ؛

و صداي امواج آرام دريا را ؛

          در لابه لاي كتابچه ي زندگي حس كن ؛

خدا را حس كُن و عاشق باش ؛

               كشيدن عاشق رفتن ؛ عاشق رسيدن ؛ و عاشق نفس

   مي دانم كه مي بيني ؛

            مي دانم كه مي شنوي ؛

                      مي دانم كه مي دوي ؛

                         مي دانم كه حركت مي كني ؛

                                        و ايمان دارم كه مي تواني ؛

مي دانم كه تو ناتواني را ؛

               از ديباچه ي ژرفاي ذهنت پاك كرده اي . . .

مي دانم كه واژه هاي :

                      مي خواهم . . .

                              مي توانم . . .

                                    اُميدوارم . . .

                                      زندگي و تمامي واژه هاي سرشار از

بر تك تك روزنه هاي دلِ آسمانيت حك شده

تو دلي داري ؛

            به وسعت دريا ،

                    به اندازه آسمان ،

                          به بُلنداي كهكشان!

تو قسمتي از روح خدائي ؛

                       تو بنده خدايي ؛

                                  ايمان داري ؛

                                          اراده داري ؛

                                                قدرت داري ؛

                                                 داري  پس همه چيز . . .

حمايت هاي خانواده ،

           برگ سبزي ست از عشق ؛

محبت دوستانت ،

          زيباترين مشوّق از وفاداري ؛

و اراده ي قوي تو ،

         محكم ترين عامل براي رسيدن ؛

پس بشكن حصارهاي بيهوده را ؛

                              يا علي بگو ؛

                                     حركت كن ؛

                                          تلاش كن ؛

                                            خدا با توست ؛

                                           خدا با همه بندگان است ؛

                                             اَلا بذكرالله تطمئن القلوب

بيا با مشكلات مُدارا كنيم ؛

          سخت است ، تحمّل كنيم ؛

              خسته مي شويم ، لبخند بزنيم ؛

بيا به همنوع خود ، ياري رسانيم ؛

اما نه از سر دلسوزي ؛

                بلكه با ياد خدا ؛

                        و قلبي سرشار از محبت!

بيا قدردان زحمات پدر، مادر، خانواده ؛

                            و تمامي همنوعان خود باشم

بيا تا زنده ايم ؛

         و زندگي مي كنيم ؛

               باهم و به ياد هم باشيم ؛

      من ؛

           تو ؛

               او ؛

               و همه ما . . .

                  بنده اي هستيم از بندگان خدا ؛

پس بيا عاشق زندگي باشيم ؛

        بيا با ياري يكديگر،

                و همفكري مسئولين ،

                              موانع را از سر راه برداريم ؛

        و بالاخره . . .

          بيا كبوتر دلهايمان را پرواز دهيم ؛

                   کنیم  و براي سربلندي تمامي انسانها دعا

 

نوشته : فرزانه حبوطي

+ نوشته شده در  ساعت 11:8  توسط هشت دری   | 

کانون معلولین توانا تاکستان میزبان برگزاری مسابقات شطرنج معلولین بود که به همت هئیت شطرنج شهرستان تاکستان برگزارشد.این مسابقات که به صورت دوره ای برگزار می شد به حضور مسئولین تربیت بدنی تاکستان جوی بسیار گرم و صمیمی به خود گرفت که عزیزان شرکت کننده در مسابقات را برای حضوری پر رنگ تر دلگرمی خاصی بخشید و در پایان مسابقات به سه نفر اول سکه طلا و به تمام عزیزان شرکت کننده لوح تقدیر اهدا شد. 

 جا دارد از آقای مجید طاهرخانی و همچنین وحید شفاعی که برای برگزاری مسابه زحمت زیادی متحمل شدند تشکر داشته باشیم و همچنین تشکر ویژه ای از  رئیس هئیت ورزش نابینایان که حضورشان مایه افتخار برای کانون معلولین توانا بود

امیدواریم عزیزان معلول در کانون توانا تاکستان رادر عرصه های ورزشی با مقامهای قهرمانی در سطح کشور و بین الملی ببینم. که البته برای پیشترفت هر چه بهتر عزیزان حمایت مسئولین در شهر را می طلبد.

نفرات برگزیده

۱- رقیه هشت دری

۲- شبنم رحمانی

۳- لیلا برنگ(عضو افتخاری) 

+ نوشته شده در  ساعت 23:57  توسط هشت دری   |